ابو القاسم راز شيرازى
مقدمهء شارح 7
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
منظور فرمود كه : وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ « 44 » . و ثانى از مراتب او ؛ مرتبهء نفسانيّهء اوست كه او را چهار حالت است در نقص و كمال ؛ الاولى « 45 » : إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ « 46 » الثّانية « 47 » : وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ « 48 » ، الثّالثة « 49 » : وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها « 50 » ، الرّابعة « 51 » : يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً « 52 » و ثالث از مراتب او مرتبهء عقليّهء اوست كه مناط تكليف و ثواب و عقاب است « كما ورد : لمّا خلق اللّه العقل استنطقه ثمّ قال له أقبل فأقبل ثمّ قال له أدبر ، فقال و عزّتى و جلالى ما خلقت خلقا أحبّ إلىّ منك و لا أكملتك الّا فيمن أحبّ ، ايّاك آمر و ايّاك أنهى و ايّاك أعاقب و ايّاك أثيب » « 53 » و قال تعالى :
--> ( 44 ) - همانا كه خميرمايهء آدمى را از گل آفريديم ، آنگاه آن را در قرارگاهى استوار جاى داديم ، سپس آن نطفه را خون بسته كرديم و خون بسته را گوشت پاره و گوشت پاره را استخوان نهاديم و استخوانها را به گوشت بپوشانيديم آنگاه وى را به خلقتى ديگر بياراستيم چه بزرگ و پربركت است خدائى كه نيكوترين آفرينندگانست : سورهء 23 آيهء 12 و 13 و 14 ( 45 ) - نخستين ( 46 ) - همانا كه اين نفس آدمى بسيار به بدى فرماينده است : سورهء 12 قسمتى از آيهء 53 ( 47 ) - دوم ( 48 ) - بنفس ملامتگر سوگند : سورهء 75 آيهء 2 ( 49 ) - سوم ( 50 ) - و بنفس و آنكس كه او را ساخته و بدكردارى و پرهيزكارى او را به او الهام فرموده است : سورهء 91 آيهء 7 و 8 ( 51 ) - چهارم ( 52 ) - اى نفس آرامش يافته بحقّ بسوى پروردگار خويش باز گرد بازگشتى خوشنود و مورد خوشنودى قرار گرفته ؛ سورهء 89 آيهء 27 و 28 ( 53 ) - چنانچه آمده است : هنگامى كه خدا عقل را آفريد با او در مقام سخن برآمد آنگاه فرمود : پيش آى و او پيش آمد آنگاه به او فرمود برگرد و او برگشت آنگاه فرمود : به عزّت و جلال كبريائيم سوگند هيچ آفريده را نيافريدم كه از تو در نظرم محبوبتر باشد و نه از تو كاملتر مگر در آنچه كه من آن را بيشتر دوست دارم ، اينك امر و نهى من به تو و ثواب و عقاب من بر مدار توست : ( الحديث ) .